الفيض الكاشاني

496

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

جهتى كه خدا مىپسندد ، و كسى كه نفس خود را نشناسد اين را نيز نمىشناسد و پروردگارش را نيز نشناسد ، و بايد براى اين كار از آنچه در كتاب محبّت و شرح عجائب قلب و كتاب تفكّر و شكر نقل كرديم « 98 » كمك بگيرد ، زيرا در آن مطالب به وصف نفس و توصيف شكوه و عظمت خداى متعال اشاره‌هايى شده است و با آن آگاهى اجمالى حاصل مىشود و شناخت و آگاهى كامل در ماوراى آن است ، زيرا معرفت كامل از علوم باطن است و ما در اين كتاب فقط به شرح علوم مربوط به ظاهر پرداخته‌ايم . امّا بر شناخت دنيا و آخرت بايد از آنچه در كتاب نكوهش دنيا و ياد مرگ نقل كرديم كمك بگيرد تا برايش آشكار شود كه دنيا با آخرت قابل مقايسه نيست ؛ و هرگاه نفس خود و خداى خويش را شناخت و از دنيا و آخرت آگاه شد با شناخت خداى متعال محبّت او و با شناخت آخرت ميل زياد به آن و با شناخت دنيا روى گرداندن از آن در قلبش برانگيخته مىشود ، در نتيجه مهمترين كارهايش همان است كه او را به خدا برساند و در آخرت به حالش سودمند باشد ، و هرگاه اين تصميم بر قلبش غالب آيد در تمام كارها نيّتش درست مىشود . پس اگر به عنوان مثال غذايى بخورد يا سرگرم قضاى حاجت شود مقصودش كمك گرفتن از آن بر پيمودن راه آخرت است و نيّتش درست مىشود و هر فريفتگى لازم الاجتناب كه منشاء آن جلب غرضها و گرايش به دنيا و مال و مقام است از او دور مىشود ، زيرا گرايش به دنيا نيّت را فاسد مىكند و تا زمانى كه دنيا از آخرت در نزد او محبوبتر است و خواهش نفس او از خشنودى خدا در نظر او عزيزتر است نمىتواند از غرور و فريفتگى رها شود . پس هرگاه با معرفتش به خدا و به نفس خود كه از عقل كاملش صادر مىشود محبّت خدا بر قلبش غلبه كند نياز به امر سوّمى دارد كه همان علم به چگونگى حركت و سلوك به سوى خدا و علم به چيزى است كه او را به

--> ( 98 ) چنين است ولى در كتاب محبّت نيامده است .